اثر بلاک‌چین بر دیجیتال مارکتینگ

با آثار فناوری بلاک‌چین بر حوزه‌ی دیجیتال مارکتینگ آشنا شوید

فناوری بلاک‌چین (Blockchain) هنوز در مراحل اولیه‌ی بلوغ خود قرار دارد اما کاربرد‌های بالقوه‌ی آن در صنعت دیجیتال مارکتینگ همین حالا نیز بر متخصصین امر مشخص شده است. این فناوری قرار است فضای اتوماسیون بازاریابی را ظرف سال‌های پیش رو متحول کند؛ به گونه‌ای که بازاریابان بتوانند برای ایجاد روابط مبتنی بر اعتماد با مشتریان بالقوه و بالفعل خود، ابزار‌های بیشتری نسبت به آنچه امروز وجود دارد در اختیار داشته باشند.

صحبت بلاک‌چین این روز‌ها همه‌جا هست اما هیاهویی که حول آن ایجاد شده بی‌دلیل نیست. فناوری بلاک‌چین را می‌توان بازآفرینی اساسی نحوه‌ی رهگیری داده در فضای آنلاین دانست. بلاک‌چین به جای ثبت و ضبط داده‌ها در یک پایگاه داده یا دیتابیس متمرکز و سنتی، برای نگهداری داده‌ها از لجر توزیعی یا غیر متمرکز (به معنای حفظ سابقه‌ی شفاف و ایمن تراکنش‌ها) و الگوریتم‌های اجماع استفاده می‌کند.

نتیجه‌ی نهایی این است که مصرف‌کنندگان کنترل بیشتری روی داده‌های خود پیدا می‌کنند و سازمان‌ها نیز راه‌های تازه‌ای برای استفاده کردن از این داده‌ها در اختیار خواهند داشت.

فناوری بلاک‌چین در هسته‌ی خود قائم بر اصل عدم اعتمادی است که تضمین می‌کند وجود هیچ نهاد مرکزی یا متمرکزی برای انجام یک تراکنش موفق (مالی یا غیر مالی) لازم نیست. برای بسیاری از مصرف‌کنندگان، بلاک‌چین همین حالا هم حکم نوعی تضمین امنیت و اعتماد را دارد که پیش از این بین برند‌ها و مصرف‌کنندگان وجود نداشته است. این موضوع به احتمال زیاد در آینده برای برند‌ها و خرده‌فروش‌های سرتاسر جهان حکم نعمتی الهی را خواهد داشت؛ به ویژه به این دلیل که اعتمادسازی میان برند‌ها و مشتریان امروزه یکی از بزرگ‌ترین چالش‌هایی است که پیش روی حوزه‌ی بازاریابی قرار دارد.

 

 

با اینکه بخش اعظم محتوایی که در خصوص بلاک‌چین منتشر می‌شود حول نقش آن در مقوله‌ی رمز‌ارز (cryptocurrency) می‌گردد، کاربرد‌های بلاک‌چین در فضا‌هایی غیر از رمزارز‌ها از جذابیت‌های متعدد و شگفت‌انگیزی برخوردار است. بلاک‌چین فناوری خاصی است که همین حالا نیز تاثیر خود را بر صنایع و حوزه‌های گوناگونی گذاشته است؛ از آزمایشات پزشکی گرفته تا حمل‌و‌نقل کانتینری. نکته‌ی جالب اینجاست که بازاریابی ظاهراً جبهه‌ی بعدی تحولات بلاک‌چین است.

بلاک‌چین با اینکه هنوز در شرف تکوین محسوب می‌شود دنیای مارکتینگ را متحول خواهد کرد و با بلوغ آن، متخصصین و فعالان حوزه‌ی بازاریابی، یک ابزار جدید برای جعبه‌ابزار فناوری بازاریابی خود در اختیار خواهند داشت. درست است که بلاک‌چین هنوز در مراحل اولیه‌ی توسعه‌ی خود قرار دارد، اما سازمان‌ها برای یادگیری نحوه‌ی عملکرد آن از هیچ تلاشی فروگذار نخواهند کرد و تمام سعی خود را می‌کنند از این فناوری در آینده‌ی اتوماسیون بازاریابی خود بیشترین بهره را ببرند.

اگر می‌خواهید در خصوص ۵ حوزه‌ی تحول فضای اتوماسیون بازاریابی توسط فناوری بلاک‌چین و استارتاپ‌هایی که در حال حاضر از این فناوری در بازاریابی خود استفاده می‌کنند بیشتر بدانید، ادامه‌ی مطلب را از دست ندهید:

 

۱. کنترل بیشتر مشتریان روی داده‌های خود

فناوری بلاک‌چین سازمان‌ها را قادر می‌سازد استفاده از داده‌های مشتریان از طریق دارایی‌های دیجیتالی را برایشان جبران کنند. متخصصین بازاریابی با استفاده از فناوری بلاک‌چین قادر هستند گروه‌های خاصی از مشتریان را هدف تبلیغات قرار دهند و تبلیغ‌ها را تنها در صورتی به مخاطب نشان دهند که به طور مشخص دیدن تبلیغات حول محتوایی خاص را انتخاب کرده باشند. این برای افرادی که در حوزه‌ی اتوماسیون بازاریابی فعال هستند به شدت مفید واقع می‌شود چرا که نرخ تبدیل را افزایش و در عین حال هدررفت تبلیغات را کاهش می‌دهد.

مارکتینگ مبتنی بر توکن (Token) شیوه‌ی موثری است برای اعتمادسازی فعالان حوزه‌ی بازاریابی در بین مشتریان که برای هر دو طرف یک بازی برد-برد محسوب می‌شود. به این ترتیب مشتریان در ازای دیدن تبلیغات نفع ببرند و سازمان‌ها می‌توانند به موازات این موضوع دیتاست‌های خود را تکمیل و برای مشتریان اعتمادسازی کنند.

با اینکه بازاریابی مبتنی بر توکن هنوز در دوران طفولیت خود به سر می‌برد، تعداد زیادی از استارتاپ‌ها روی این ایده مشغول به کار هستند یا حتی آن را به کار گرفته‌اند. استارتاپ امریکایی Coupit تلاش دارد با خلق پلتفرمی مبتنی بر فناوری بلاک‌چین، به بازاریابان اجازه دهد در ازای تماشای محتوای تبلیغاتی، به صورت خودکار برای گروه خاصی از مخاطبان علاقمند، تبلیغات دیجیتالی یا پیشنهاد تخفیف اختصاصی ارائه دهند.

پلتفرم بازاریابی اجتماعی Sweet نیز سعی دارد برای ایجاد وفاداری اجتماعی در مصرف‌کنندگان، در کنار رهگیری داده‌های بازاریابی مشتریان از طریق بلاک‌چین، راه تازه‌ای پیش پای برند‌ها قرار دهد.

 

۲. کاهش تقلب در تبلیغات

بر کسی پوشیده نیست که تقلب می‌تواند میلیون‌ها دلار ضرر روی دست مارکتر‌ها بگذارد. بنا به تحقیقات فارستر (Forrester)، در سال ۲۰۱۶ تا ۵۶ درصد مخارج تبلیغاتی مارکتر‌ها به خاطر تقلب به باد رفته است. با این اوصاف، فناوری بلاک‌چین شاید برای این مشکل قدیمی راه حلی در آستین داشته باشد. با به‌کارگیری فناوری بلاک‌چین در نمایش تبلیغات دیجیتالی، تیم‌های اتوماسیون بازاریابی قادر خواهند بود کسانی که تبلیغات سازمان آنها را دیده‌اند دقیقاً پیدا کرده و بلافاصله هر گونه فعالیت تقلب‌آمیز یا ناشی از ربات را پیش از شروع در نطفه خفه کنند.

استارتاپ‌هایی مثل ClearCoin همین حالا نیز در حال توسعه‌ی نرم‌افزاری هستند که می‌تواند کل فرایند خرید جایگاه‌های تبلیغاتی رسانه‌ها و اجرای تبلیغات دیجیتالی را به سمت بلاک‌چین سوق دهد. نکته‌ی جالب اینجاست که چندین برند بزرگ در حال تست بتای این پلتفرم هستند. پلتفرم کلیرکوین از این جهت منحصر به فرد است که تمام تراکنش‌های مرتبط با تبلیغات روی یک لجر توزیعی رهگیری می‌شوند که همین امر، فرایند تبلیغات دیجیتالی را هم برای دیجیتال مارکتر‌ها و هم برای مصرف‌کننده‌ها شفاف می‌کند.

فناوری بلاک‌چین به متخصصین بازاریابی این قدرت را می‌دهد که به راحتی با فعالیت‌های تقلب‌آمیز در فضای تبلیغات بنری مبارزه کنند. شاید بد نباشد به این فکر کنیم که شفاف‌تر کردن فرایند‌های تبلیغاتی سازمان تا چه حد می‌تواند به بهبود شرایط آن در آینده کمک کند.

 

۳. بهبود سئو (SEO) با رهگیری عمیق‌تر

یکی دیگر از کاربرد‌های بالقوه‌ی بلاک‌چین در بازاریابی در دنیای SEO یا «بهینه‌سازی برای موتور‌های جستجو» نهفته است. از آنجایی که کیفیت سئوی هر سازمانی در وهله‌ی اول بر کیفیت ترافیک آن (فارغ از منبع) استوار است، در آینده، فناوری بلاک‌چین می‌تواند به سازمان‌ها کمک کند ترافیک ربایشی با کیفیتی برای بهبود سئوی خود دست و پا کنند.

متخصصین اتوماسیون بازاریابی قادر خواهند بود بر مبنای فناوری بلاک‌چین کمپین‌های تبلیغاتی طراحی و اجرا کنند تا مثل امروز ترافیک را به لندینگ پیج‌های خود هدایت کنند؛ البته با این مزیت که می‌توانند از اعتبار ترافیک سئوی خود مطمئن باشند. سازمان‌هایی که از برنامه‌های بازاریابی مبتنی بر توکن استفاده می‌کنند همچنین قادر خواهند بود فعالیت مشتریان را روی کل سایت در سطح فردی دنبال کنند و فعالیت مشتریان بالقوه یا بالفعل را به نحو مقتضی جبران کنند؛ به ویژه اگر فعالیت آنها شامل سیگنال خرید بوده باشد.

 

۴. بهینه‌سازی تبلیغات دیجیتالی میان‌پلتفرمی برای برند‌ها و خرده‌فروش‌ها

بهینه‌سازی فعالیت‌های مرتبط با تبلیغات دیجیتال در فضای آنلاین یکی از نقاط تمرکز اصلی جامعه‌ی بازاریابی مبتنی بر بلاک‌چین در حال حاضر است. چند پروژه در حال حاضر در حال اجرا هستند تا نحوه‌ی استفاده از فناوری بلاک‌چین در بهینه‌سازی بازاریابی دیجیتال سازمان‌ها مشخص شود. نتایج اولیه‌ی این پروژه‌ها امیدبخش بوده‌اند.

یکی از این استارتاپ‌ها SaTT بوده که به دنبال قرار دادن کل چرخه‌ی حیات بازاریابی دیجیتالی بر بستر بلاک‌چین است. این استارتاپ سعی دارد به منظور بهبود رابطه‌ی مارکتر‌ها و ارائه‌دهنده‌های محتوا، در تمام فرایند‌های تبلیغات دیجیتالی از قرارداد‌های هوشمند استفاده کند. روی پلتفرم SaTT، هر کمپین تبلیغات دیجیتالی صرفاً پس از تایید قرارداد هوشمند حاوی معیار‌های آن کمپین به اجرا درمی‌آید. استفاده از قرارداد‌های هوشمند در فرایند تبلیغات دیجیتالی، شفافیت را به امری محوری بدل می‌کند. این کاربرد جدید احتمالاً در آینده، در دیگر حوزه‌های بازاریابی نیز معمول‌تر خواهد بود.

 

۵. تقویت بازاریابی مشتریان و بهبود وفاداری

تقویت وفاداری مشتریان از طریق بازاریابی مرتبط، یکی از جذاب‌ترین کاربرد‌های فناوری بلاک‌چین است. از آنجایی که تنها ۳۹ درصد از مدیران بازاریابی از درک رفتار مشتری روی دستگاه‌های مختلف خبر می‌دهند، داشتن درک بهتر در این جبهه از هر زمان دیگری مهم‌تر است.

با استفاده از پلتفرم‌هایی مثل Momentum و Triggmine سازمان‌ها در حال حاضر این امکان را دارند که تمام فعالیت‌های مرتبط با بازاریابی مشتریان خود را یک‌جا انجام دهند و در آنِ واحد تلاش‌های مربوط به دسترسی به مشتریان را نیز بر توکن بنا کنند. با به‌کارگیری چنین پلتفرم‌هایی، کاربران اتوماسیون بازاریابی می‌توانند روی کانال‌های متعدد طرح‌های تشویقی مبتنی بر توکن به اجرا دربیاورند که هم برای بهبود کارایی عملیاتی مفید است و هم برای بهبود رضایت مشتری.

با به‌کارگیری شیوه‌های بازاریابی مشتریان (Customer Marketing) از طریق یک پلتفرم مبتنی بر بلاک‌چین، سازمان‌ها می‌توانند نقاط ایده‌آل تماس با مشتری را در سطح فردی شناسایی کرده و تلاش‌هایشان برای دسترسی به مخاطب در سطح کانال‌های مختلف را بهینه‌سازی کنند. چنین راه‌حل‌هایی به برند‌ها و خرده‌فروش‌ها اجازه می‌دهد مشارکت مشتری را در سطح عمیق‌تری نسبت به گذشته رهگیری کنند و این رهگیری عمیق‌تر، فرصت‌های بیشتری برای مارکتر‌ها پدید می‌آورد تا با مشتریان تعامل داشته باشند و اعتمادشان را جلب کنند.

 

جمع‌بندی

درست است که فرایند بلوغ فناوری بلاک‌چین در مراحل اولیه‌ی خود قرار دارد، اما برای فکر کردن به استفاده از این فناوری در فعالیت‌های بازاریابی سازمان‌ها اصلاً زود نیست. برخی از کاربرد‌های ذکر شده در این مطلب همین حالا نیز امکان‌پذیر هستند، در حالی که باقی آنها به آینده‌ی نزدیک موکول می‌شوند. اما آنچه قطعی به نظر می‌رسد این است که این فناوری به احتمال زیاد بازاریابی امروزی را خیلی زودتر از آنچه تصور می‌کنیم دستخوش تحول خواهد کرد. سازمان‌ها می‌توانند با بررسی شیوه‌های به‌کارگیری فناوری بلاک‌چین در فعالیت‌های بازاریابی امروز خود، نسبت به رقبای آینده‌شان مزیتی آنی برای خود ایجاد کنند.

منبع: clickz

پیام ادیب
پیام ادیب
بدون دیدگاه

ارسال دیدگاه

دیدگاه
نام
ایمیل
وبسایت